تبليغاتX
 اومدی " معجزه " کردی
 

الهی راضي ام به رضای تو ‍‍،كه قطعا بهترينها را برايم در نظر گرفته اي و بر اين نكته نيز آگاه هستي كه با همه تلاش و همراهي من در آفرينش ارزشمند تو ، لايق توجهي خاص و تقديري ويژه ام . چونان طلوع هر آدينه كه چشم براه بازگشت عزيز معصوم ولايت تو هستيم ، بگذار هر لحظه به انتظار جاري شدن زلال بركاتت ، دستهايمان به درگاه تو دراز باشد كه دست هيچ بنده اي از بندگي ات كوتاه نگردد . بي اختيار مي نويسم و نمي دانم در اعماق اين دل چه مي گذرد .
بعد از خداي متعال كه بر همه چيز آگاه و ناظر است ، عزيز همراه تو نيز چنانچه به ديده ي كمال ، به تماشا بنشيني ، مي تواني ناگفته ها را بشنوي ، بگذار كمتر بگويم و بيشتر بشنوي ، " دل " جايگاه عشق پاك خداوندي است و معشوق دور نيست .
الهي  ما را از هم دور مگردان ، بر آن باش تا هر چه را كه هست لبريز از تبرك و تنعم و مهرباني فراوان ربانيت بگرداني . عهدهاي بسته را در مسير گرداب شكستگي ها قرار مده . ما را از تخلف و بد عهدي دور بدار . تا باد پاينبندي و تا باد مسلماني ، چرا كه :
درهاي همه ز عهد،خاليست
الا در تو ، كه لايزاليست
باشد كه جشن طلايي تمام عروسيها را تو بر پا داري و باني بازگشايي تمام سفره هاي امام زمان (عج) باشي . بگذار داستاني با آن همه زيبايي و ملاحت ، ليلي و مجنون را مي گويم ، ديگر به آن آخر تلخ و نافرجام ختم نشود ، تو بر آن باش ، كه آغازگر نگارش خمسه اي زيباتر باشي  .
اي هفت عروس نه عماري
بر درگه تو ، به پرده داري
الهي ، درگاه لايتناهي تو اين نكته چه زيباست ، به هر زبان كه مي خوانيمت اجابت مي شنويم . بگذار كه لهجه و نژاد در سرنوشت بندگان مهربان و زيباي تو تاثيري نداشته باشد . در اين تقدير نامعلوم ، اما معين ، هر امتيازي از تكبر و نژادپرستي و هر خصلت ناپسندي را كه مايه مباهات بنده اي بر بنده ديگري باشد ، نابود بفرما و نگذار كه عنوانهاي طولاني و سمت هاي دنيايي يك انسان ، باعث كم رنگ شدن صفت هاي معنوي انسان ديگري گردد . امروز خواهش و تمناي من از مقام علوي و متبرك تو اين است كه اجازه ندهي ، هر كسي ديگري را دوست مي دارد با دلايلي مانند ( اصالتهاي ثقيل و... ) به جدايي بينديشد .
الهي ، آنقدر ما را به هم نزديك بگردان كه ديگر پاهاي ظريف آهوان طناز و وحشي دستگاه آفرينش تو ، در پي فرستادن پيام عاشقانه ي دوستي به دوست ديگر خراش بر ندارد و مبادا كه ياران تو از هم دور شوند .
دام از سر آهوان جدا كن 
                                 اين يك دو رميده رها كن

نازنين مهربانم ، اين بار مرا عفو نما ، كه از مثنوي زيباي " ليلي و مجنون " برايت چند بيتي وام گرفتم . خوب است تا همديگر را داريم از همه ي كساني كه مثل ما همديگر را دوست دارند ياد كنيم و خداي عاشقان را سجده نماييم و به نام او " درس عشق " را بياموزيم .
به نام او كه هستي نام از او يافت
فلك جنبش ، زمين آرام  از او يافت
 

 

مي آيم از كوچه باغ پر خزان مهر
به ديدار گل هاي مريم
سردي يخ هاي زمستان طولانيست
مهربانم ، با من از بهار بگو !
تو ، تو كه لطافت گلهاي شقايق را داري
از دشت لاله ها بگو !
پروانه هاي سيمين بال
دختران خورشيدند
تو كه بالهاي بلورين داري
با من از دستهاي آشنا بگو !
عشق هاي آسماني ، به وسعت دل درياست
همزبانم ، با من از مهر اقاقيا بگو !
از ديار نور خدا بگو ..

 


 

نوشته شده توسط فهیمه و مرتضی در 84/11/25 ساعت 19 موضوع | لینک ثابت


شيعه بايد آبها را گل كند
خط سوم را به خون كامل كند
خط سوم خط سرخ اولياست
كربلا بارزترين منظور ماست
شيعه يعني تشنه جام بلا
شيعگي يعني قيام كربلا
شيعه يعني بازتاب آسمان
بر سر ني جلوه ي رنگين كمان
از لب ني بشنوم صوت تو را
صوت « اني لا اري الموت» تو را
شيعه يعني امتزاج ناز و نور
شيعه يعني رأس خونين در تنور
شيعه يعني هفت وادي اضطراب
شيعه يعني تشنگي در شط آب

 

 

از روزي كه نهر جانمان فرات سوز وعلقمه عطش جاري ساخته اند ، از شبي كه در پياله دلمان شربت گواراي ولايت ريخته اند ، دلمان يك حسينيه پرشور است.
در حسينيه دلمان، مرغهاي محبت سينه ميزنند و اشكهاي يتيم در خرابه چشم بي قراري مي كنند
سينه ما تكيه اي قديمي است، سياهپوش با كتيبه هاي درد و داغ ، كه درب آن با كليد  « يا حسين » باز مي شود و زمين آن با اشك مژگان ، آب و جار و مي شود .
ما دلهاي شكسته خود را وقف اباعبدالله كرده ايم و اشك خود را نذر كربلا، واين « وقفنامه » به امضاي حسين(ع) رسيده است.
صبحهاوقتي سفره عزا گشوده ميشود،دل روحمان گرسنه عاطفه و تشنه عشق مي شود . ابتدا چند مشت « آب بيداري » بصورت جانمان مي زنيم تا « خواب غفلت » را بشكنيم.
زيارت نامه را كه مي بينيم ، چشممان آب مي افتد و « السلام عليك » را كه مي شنويم بوي خوش كربلا به مشام ما ميرسد.

            

                  
توده هاي بغض ، در گلويمان متراكم مي گردد و هواي دلمان ابري مي شود و آسمان ديدگانمان باراني!
سر سفره ذكر مصيبت ، قندان دهانمان را پر از حبه قندهاي « ياحسين » مي كنيم و نمكدان چشمان دانه دانه اشك بر صورتمان مي پاشد ، به دهان كه ميرسد ، قند و نمك در كاممان مي آميزد و اين محلول شور و شيرين باعث درمان عشق ماست.و ما نمك گير سفره حسين مي شويم و اين است كه تا آخر عمر ، دست و دل از حسين (ع) بر نمي داريم.
آنگاه ، جرعه جرعه زيارت عاشورا مي نوشيم و سر سفره توسل ، ولايت را لقمه لقمه در دهان كودكانمان مي گذاريم.
                در اين خشكسالي دل و قحطي عشق ، نم نم باران اشك ، غنيمتي است !


خدايا ! . . . ما را به چشمه كربلا تشنه تر كن

 


 

نوشته شده توسط فهیمه و مرتضی در 84/11/12 ساعت 18 موضوع | لینک ثابت


تمام دل من
پر از اطلسيهاي آبي است 
چشم من در هواي تو بيدار
تو با صبح مي آيي از جنگل دور
ه رنگ شقايق
در كاروان بهار
و من مي نويسيم
كه اي صبح سرشار!
تو باران نوري
و روز نگاه تو از پشت شب
دل تشنه لاله را مملو از آفتاب خدا مي كند
و بغض سكوت زمين را
صداي تو وا مي كند
و يك روز بر دوش باران
تو مي آيي و لاله ها مي شكوفند
از آن پس تمام زمين آفتابي است

 



 

نوشته شده توسط فهیمه و مرتضی در 84/11/09 ساعت 13 موضوع | لینک ثابت


با عميق‌ترين سلام قلبی.
بدون هیچ مقدمه ای به شما بگویم که نظرات شما مرا بی اندازه شادمان کرد. شادی من از خواندن نظرات شما علل بسیار دارد و آخرین آن عطف توجهی است که به پست قبلی من کرده اید ... هیچ می دانید که من این نوشته را بیش از دیگر نوشته هایم دوست می دارم؟ و هیچ می دانید که آن نوشته عملاً قسمتی از زندگی من است؟

 

تو چه ساده ای و من ، چه سخت
تو پرنده ای و من ، درخت.
آسمان همیشه مال توست
ابر، زیر بال توست
من ، ولی همیشه گیر کرده ام.
تو به موقع می رسی و من،
سال هاست دیر کرده ام.
***
خوش به حال تو که می پری!
راستی چرا
دوست قدیمی ات _ درخت را _
با خودت نمی بری؟
***
فکر می کنم
توی آسمان
جا برای یک درخت هست.
هیچ کس در بزرگ باغ آفتاب را
روی ما نبست.
یا بیا و تکه ای از آسمان برای من بیار
یا مرا ببر
توی آسمان آبی ات بکار.
***
خواب دیده ام
دست های من
آشیانه تو می شود.
قطره قطره قلب کوچکم
آب و دانه تو می شود.
میوه ام:
سیب سرخ آفتاب.
برگ های تازه ام:
ورق ورق
نور ناب.
***
خواب دیده ام
شب، ستاره ها
از تمام شاخه های من
تاب می خورند.
ریشه های تشنه ام
توی حوض خانه خدا
آب می خورند.
***
من همیشه
خواب دیده ام، ولی ...
راستی ، هیچ فکر کرده ای
یک درخت
توی باغ آسمان
چقدر دیدنی ست!
ریشه های ما اگرچه گیر کرده است
میوه های آرزو، ولی
رسیدنی ست.


 


 

نوشته شده توسط فهیمه و مرتضی در 84/11/03 ساعت 12 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting