رویای خوش بهار تقدیم تو باد
آوای خوش هزار تقدیم تو باد
قطره های باران روی پنجره اتاق ضرب آهنگی گرفته اند . انگار جشن طبیعت آغاز شده است .جوانه های منجمد در بی باوری ، نوازش سرانگشتان لطيفي را بر گونه هاي خواب آلود خود حس مي كنند .
حسي چون جريان شيره در تن گياه جوشيد . شوري تازه مرا پشت پنجره برد . پنجره را باز كردم ، صورتم را به دست باران سپردم . اولين باران بهار من را به كودكي و نيمكت دبستان برد :
باز باران با ترانه
با گوهرهاي فراوان
مي زند بر بام خانه
بهار مي آيد و مثل هميشه با خود بوي عيد و اسكناسهاي نو ، عطر سيبهاي سرخ و شادي كودكانه و تيك تيك آخرين دقايق ....
مثل خاطره مداوم هر سال كه تكرار مي شوند ، تكراري بس شيرين ، به شيريني تازه شدن همگام با تازگي فصل نو و سال نو ....
..... اما امسال
مثل خاطره مداوم هر سال بس شيرين تكرار مي شوند ، تازگي فصل نو همگام با سايه اي اندوه طور ديگر نظاره گر سفره هاي هفت سين ماست ...
تنگ بلور امسال ماهي كوچك سياه مهمان دل خود دارد ..

نوشته شده توسط فهیمه و مرتضی در 84/12/21 ساعت 18 موضوع | لینک ثابت
زندگي بدون عشق خاليه !
سه حرف و روي هم يک کلمه س . اما همه چي تو عالم به گرمي همين يه کلمه ، نفس مي کشه و جون داره ! وقتي از عشق حرف مي زني ، دلت گرم ميشه . تو هر سنو سالي که باشي، احساس جووني مي کني . مي خواي ازش بيشتر بدوني .وقتي اسمشو مي نويسي ، دوست داري اون کلمه رو با صداي بلند بخوني . تا اگه چشات از ديدنش حظ کردن ، گوشاتم از شنيدنش کيف کنند . مثه يه ليوان آب خنک وسط چله تابستون مي مونه . عين تري آب هميشه تازه س . عين يه خال چشيبده گوشه لپ عالم . نمک همه زندگي به شيريني همين خاله !
يادته من و تو ، تو بهشت چه خوش بوديم ! عطر اون بهشت گمشده هنوز تو دلاي ما بي قرار مي گرده ! يه چيزي تو روح عشقه که هميشه بوي اونروزا رو مي ده . يه چيزي که قراره دل من و تو رو وسط اين همه دل مشغولي ببره . مهم نيست چند سالته ، چي کاره اي ، دارا يا ندار ، تا عاشق نشدي هيچ كاره اي !
وقتي عشق بياد سراغت تازه مي فهمي كه كاراي ديگه كار نيست ! يادت مي آد ! انگاري تو مال اين طرفا نيستي . دنبال اصلت مي گردي . مي خواي دوني واسه چي اومدي تو اين عالم ؟! مي گي آخرشو كي ديده ؟ مي خوام بدونم اولش كجاست !همه اين بي قراريا و بي تابيا ، نشونيه اينه كه عشق با دل ، كار داره . همه آدما هم دل دارن . پس عشق با همه كار داره !
- آره جونم داشتم مي گفتم ، يادته من و تو خوش خوشك ، دلشاد و بي ملال ، تو بهشت قدم مي زديم . غمي نداتيم . نمي دونستيم ، خير و شر و بد وخوب چيه ؟! نگرون ديروز و دلواپس فردا نبوديم . اصلا تو بهشت امروز و فردايي نبود . هر چي بود يه لحظعه بود كه عين يه خاطره مونده تو يادمون . همه چي اصل بود . من و تو كه اولين نمونه آدم و حوا بوديم هنوز كپي نشده بوديم ، واسه همين بوي خاك تازه مي داديم . تا اين كه يه روز خوشي زد زير دلمون . وسوسه ، اومد سراغمون كه اي كاش يه كاري مي كرديم عمر جاودانه داشته باشيم ، تا بتونيم هميشه خوش باشيم . اما من و تو به جاي اينكه به دور و برمون خوب نيگا كنيم . فقط تو چشاي همديگه زل زديم . من خودمو تو چشاي تو ديدم . تو هم خودتو تو چشاي من . اون وقت بود كه واسه اولين بار تو عالم من پيدا شد .
وقتي شيطون ناقلا سرمون رو شيره ماليد كه اي بابا ، اين چه بهشتيه كه نمي تونيد توش يه سيب گاز بزنيد ! نمي دونم من بودم يا تو ، يه كدوم يه گاز جانانه به سيب سرخ زديم .
يهو همه جا تيره و تار شد . تا چشم باز كرديم ، ديديم بهشت من و تو هفت آسمون اون ورتر گم شده . روي زمين پا برهنه راه افتاديم ، باهاس هرجور شده بهشت گمشده رو پيدا مي كرديم . اولين حسي رو كه تجربه كرديم ترس بود . قبلا فقط عشق و دوستي و صفا رو لمس كرده بوديم . پس عشق ترس نبود . تو مي گفتي تقصير تو بود ، منم مي گفتم ، تقصير تو بود . واسه بار اول بود كه دعوامون شد . به هم دروغ گفتيم و تهمت زديم . هيچ كدوم نمي خواستيم سهم خطامونو به گردن بگيريم . هي من مِن مي كرديم . اون وقت واسه دومين بار تو عالم من پيدا شد . پس عشق نمي تونست ؛ دروغ و تهمت و جنگ . دعوا باشه !
خلاصه خيلي راه رفتيم تا بهشت گمشدمون رو پيدا كنيم .
هر سايه اي كه تكون مي خورد ، تا پاي مرگ ، ما رو مي لرزوند . نادوني عين سياهي چشمامونو بسته بود . پس عشق نادوني هم نبود .
بالاخره از رفتن و نرسيدن خسته شديم . از ناتواني زانو زديم . اشك از چشامون باريد .زار زديم . با اين كه تا اون روز گريه نكرده بوديم ولي خيلي آروم شديم . به درگاه خدا كه از فرمونش سرپيچي كرده بوديم . سيب ممنونعه رو خورده بوديم ناله كرديم .
گفتيم خدايا ما رو ببخش ! اشتباه كرديم . حتي اين بار تقصير خودمون رو به گردن شيطون ننداختيم .به خدا گفتيم خدايا ما خودمون به خودمون ظلم كرديم .
تا اين جمله از دهان ما خارج شد ، يه دفعه آسمون غريد ؛
اما من و تو از صداي رعد و برقش نترسيديم . اونقدر قريد تا يهو بارون سيل آسا شروع به باريدن كرد .
تا اون روز بارون رو نديده بوديم ؛ اما بارون ما رو ياد بهشت گم شده انداخت . انگار آسمونم گريه مي كرد كه ما رو تو بهشتش كم داره !
كم كم قلبمون شفاف تر شد . لطف خدا باعث شد ، من تو چشاي تو ، خدا رو ببينم . تو ، تو چشاي من .
خدا يادمون داد كه چطور ميشه با يه نگاه عاشق شد !!!
![]()
ديگه تنها نبوديم . بهشت گم نشده بود . از ياد منو تو رفته بود .
فقط كافيه شاخه هاي اضافي روحمون رو بچينيم . وقتي حسد نباشه . كينه و رشك و طمع نباشه . وقتي نفرت و دوروئي نباشه . وقتي ظلم و بي عدالتي نباشه . پس عشق هست !
اگه هر چي از جنس نادوني و تاريكيه هَرَس بشه ، شاخه هاي پربرگتري ، جوونه مي زنن .
وقتي عاشق شدي بايد آينه دلتو فقط پاك كني . كار عشق پاك كردن زنگار دله . وقتي آينه صاف و شفاف شد . عكس يار ، مي افته توش . به جاي اينكه دنبال يار ، دنيا رو بگردي . فقط دلتو پاك كن . عكس اونو بي روتوش ، صاف صاف زيارت كن .

با تو هستم كه از رفتن معشوقت ، غمبرك زدي !
با تو كه وقتي خدا يارتو ازت گرفته زندگيت شده پيرهن سياه و روزي سه پاكت سيگار !
با تو هستم كه مي خواي از جواب رد معشوق خودتو بكشي !
با تو ...
عشق اين نيست . محصول عشق ، جز بركت چيزي نيست . عشق مي آد تا ترو بزرگ كنه . بهت نيرو بده . اگه بخواي دست بزاري رو اوني كه دلت رو برده ، مثل اينه كه به سيبي كه ممنونعه گاز بزني !
اگه عاشق شدي هميشه تو راهي ، هيچ وقت نا اميد نيستي مي دوني كه عشق نجات دهنده س .
اگه عشقي تو رو تو درياي پر تلاطم زندگي ،
تو رو از غرق شدن نجات نداد بدون كه عشق نيست .
پشت دراي بسته ، يكي هست كه تا در نزني درو باز نمي كنه . گاهي فاصله بلند شدن تا در زدن ، به اندازه تمومه عمرته .
فكر نكن كه خيلي وقت داري ، تا چشم بهم بزني ، آخر خطي !
پشت در خسته و وامونده و نمويد ، چمباتمه زدي كه چي ؟
بلند شو . برو جلو . در بزن .
اگه ازت اسم رمز خواستن بگو: سه حرف و يك كلمه س
اون وقت مي بيني ، در باز ميشه !
اون ور چه خبره نمي دونم ، چون .
هر كي از اين راه رفته ، ديگه نخواسته برگرده !
نوشته شده توسط فهیمه و مرتضی در 84/12/15 ساعت 17 موضوع | لینک ثابت
شب سردي است، و من افسرده.
راه دوري است، و پايي خسته.
تيرگي هست و چراغي مرده.
***
مي كنم، تنها، از جاده عبور:
دور ماندند ز من آدم ها.
سايه اي از سر ديوار گذشت،
غمي افروز مرا بر غم ها.
***
فكر تاريكي و اين ويراني
بي خبر آمد تا با دل من
قصه ها ساز كند پنهاني.
***
نيست رنگي كه بگويد با من
اندكي صبر، سحر نزديك است.
هر دم اين بانگ بر آرم از دل:
واي، اين شب چقدر تاريك است!
***
خنده اي كو كه به دل انگيزم؟
قطره اي كو كه به دريا ريزم؟
صخره اي كو كه بدان آويزم؟
***
مثل اين است كه شب نمناك است.
ديگران را هم غم هست به دل،
غم من، ليك، غمي غمناك است
***

سهراب سپهری
نوشته شده توسط فهیمه و مرتضی در 84/12/10 ساعت 20 موضوع | لینک ثابت
مي خوانم براي دلتنگيهايت
مي خوانم براي يكرنگيهايت
و در آن دم كه نفسهاي خورشيد
به شماره مي افتد
مي آسايم در پناه سايبان دستانت
درنورديدن اين راه
چيزي شبيه سنگ ساخت از من و ما
آسمان خستگي ها
اشك ريخت جاي باران
و ما با چترهاي بسته،هنوز
انتظار مي كشيديم باراني شدن را
و در آخرين نقطه هستي
پا نهاده بر سنگي سست و لرزان
همچو آويزي بر پرتگاه زمان...
مي خوانم براي يكرنگي ات
براي چشمان نجيب باراني ات
كه در لحظه ي سقوط تا هميشه
دستاويز نفس هاي كند ما بود ...
شاملو

نوشته شده توسط فهیمه و مرتضی در 84/12/04 ساعت 18 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

يگانه نياز ما : آداب و مراسم را نيازي نيست.
متون مقدّس ضروري نيست.
ثروت و اقتدار هم به کار نمي آيند.
رياضت جسم بيهوده است.
دانش و هنر لازم نيست.
يگانه نيازما، داشتن قلبي پاک،
متواضع و پرهيزگار است
قلبي که به خدا تسليم شده است
و با هر تپش مي گويد :
" خداوندا به ((تو)) عشق مي ورزم،
خداوندا به ((تو)) نيازمندم".
فهرست اصلی
دوستان
فلفلی / همسر عزیزم
صباجوون خودمون
فرشته
خاطره
وبلاگ داداشی خودم
سايت مشاغل ايران
اهدای عضو اهدای زندگی
سايت اختصاصي محمدخاتمي
تنهاترازسكوت..
دریای شیشه ای
دست نوشته هاي من
مـــــــن و خــــــودم
مـــن و تنهـــــــــایی
دل نوشته هایم برای...
نغمــه هـــــاي تنهـــايـي من
وي سايت اختصاصي ف.شيدا
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دنیـــای کـــوچــــــــک مــن
راز گــــــــل ســـــــــــــرخ
او خــــواهـــد آمـــــــــد
بـــي خيـــال عشـــــق
آرامتـــر از آرامــــش
بچــــه ي غـــــم
مهرزاد ديوونـــه
تنها ... اما ...
شاعری از دیار عشق
تنهاي صبوري بنام " سايه "
دل گــــــــــویــــــــه
آس های یک بازنده
دختر مشرقی
ساناز
نوشته های پیشین
تیر 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
طراح قالب
POWERED BY