تبليغاتX
 اومدی " معجزه " کردی
 

به ياد بهترين دوستم ....


امشب آسمان دلم ابري است و چه زيباست كه غم آنرا با گريه براي دوست و براي فراق از او سبك كنم . اشك در آستانه چشمانم خيمه زده و من قايق انديشه ام را بر خلاف جهت زمان به عقب مي رانم . لحظه هائي را به ياد مي آروم كه به سرعت باد گذشتند . ساعتها كه خاطره ها را پنهان ساختند و روزها كه با گذشت خود  ورقهاي زندگي ام را ترجمه كردند و من به ياد اولين روز آشنائي  ، روزي كه ترا پشت نيمكت مدرسه ديدم اشكي تقديمت مي كنم .
آن روز كه غريبانه پا به سرزمين قلبم نهادي ، به پاي مقدمت گلهاي زيباي محبت را برايت چيدم و انگاه كه از شوق آشنائي دنبال واژه اي مي گشتم ، تو سلام كردي و اولين قدم را برداشتي .
من آرام آرام در كوچه پس كوچه هاي دلت ، قدم زدم تا تو را بيشتر بشناسم و آنگاه كه اجازه دادي در درياي چشمانت به جستجو بپردازم ، گمشده خود را يافتم و تو مرواريدي از محبت را به من هديه دادي .
وقتي با تو بودم ، زندگي معناي تازه اي مي يافت . ياد تو ، طراوت و شادابي خاصي به روح شكسته ام مي داد و دوستي با تو ، جز بوي محبت نمي داد .
امروز كه تو رفته اي ، هنوز پس از سالها فراق ، به اميد به صدا در آمدن در خانه هستم تا مثل قديم ، بشينيم و گل بگوئيم و گل بشنويم ...
دلم برايت خيلي تنگ است .. كاش بودي .. كاش ...
هنوز صدايت در گوشم هست ، صدايي  كه مي گفتي ...
كه دوستي زيبا،كلامي است كه مي توان درپس گلبوته هاي آن به دورازفريب ونيرنگ و ريا،زندگي كرد .
و حالا بعد از گذشت سالها باز هم صادقانه به تو قول مي دهم كه هرگز ياد تو را بر ايوان فراموشي پهن نكنم . من اينك به اين نكته ايمان دارم كه در برابر عظمت و سادگي دوست ، جز وفاداري كاري شايسته تر نيست ...
و من در برابر اين همه فقط از تو مي خواهم كه بگذاري هميشه ميهمان قلبت باشم .

...يادش گرامي ...

 


 

نوشته شده توسط فهیمه و مرتضی در 85/03/24 ساعت 18 موضوع | لینک ثابت


کاری نکرده ام در خور برای تو

تنها دلم شکست آن هم فدای تو

دیگر نمی شود پنهان کنم عزیز

محتاج گریه ام بر شانه های تو

باور نمی کنم حتی گرفته ام

گاهی به اشتباه خود را به جای تو

من را ترانه کن بگذار بشنوم

تنهایی خودم را با صدای تو

این پیله حیا این پیله سکوت

می شد که باز شود با دستان تو

حق با توست بیگانه بودم

بیگانه که سوخت آخر به پای تو

غروب و طلوع و آفتاب من
از کدامین سرزمین عروج کرده ای
که این گونه بی پروائی
رو در رو ، زانو به زانو ، چشم در چشم
عمق حرفهايمان را در هم گره مي زنيم
تا شايد دست هيچ طغيانگري
ريسمان اتحادمان را از هم نگسلد !

چقدر بي تو تنهايم مهربان


 

نوشته شده توسط فهیمه و مرتضی در 85/03/16 ساعت 20 موضوع | لینک ثابت


چونه بي چونه


قیمت یه روز بارونی چنده ؟
یه بعداز ظهر دلنشین آفتابی رو چند می خری ؟
حاضری برای بو کردن یه بنفشه وحشی توی یه صبح بهاری یه تراول بدی ؟
پوستر تمام رخ ماه قیمتش چنده ؟
اگه نصف روز هم بنشینی به نیلوفر سوسنی رنگی که کنار جاده در اومده نگاه کنی بوته اش ازت پول بلیت نمی گیره . چرا وقتی رعد و برق می یاد از زیز درخت فرار می کنی ؟
می ترسی برقش بگیردت . نه ، اون مي خواد ابهتشو نشونت بده .
آخه بعضي وقتها يادمون ميره چرا بارون مياد . اين جوري فقط مي خواد بگه منم هستم ، فراموش نكن كه به خاطر همين بارونه كه بعضي وقتا كلاف ات مي كنه كه اه چه بي موقع شروع شد ، كاش چتر داشتم ، دلت براي نيم ساعت قدم زدن زير نم نم بارون لك مي زنه .
هيچ وقت شده بگي دستت درد نكنه ؟ شده از خودت بپرسي چرا تموم وجود خودشو رو سر ما گريه مي كنه ؟ اون قدر كه ديگه براي خودش چيزي نمي مونه و نابود ميشه . هيچ وقت ابراز تشكر كردي .
هيچ وقت شده از خورشيد بپرسي كه چرا ذره ذره وجودشو انرژي مي كنه و به موجودات مي بخشه ماهانه مي گيره يا قراردادي كار مي كنه ؟
چرا نيلوفر صبح باز مي شه و ظهر بسته مي شه ؟ بابت اين كارش حقوق مي گيره ؟
چرا فيش پول بارون ماهانه براي ما نمياد ؟  چرا آبونمان اكسيژن هوا رو پرداخت نمي كنيم . ؟
تا حالا شده به خاطر اين كه زير يه درخت بشيني و به آوازه بلبل گوش كني پول بليت بدي ؟
قشنگتـــــــرين سمفوني طبيعت رو مي توني يه شب مهتابي كنار رودخونه گوش كني . قيمت بيلتش دل تومن !!! خودتو به آب و آتيش مي زني كه حتي تابلوي گل آفتابگردون رو بخري و بچسبوني به ديوار اتاقت ولي اگه خودت يكم زحمت بدي مي توني قشنگترين تابلوي آفتابگردون رو توي طبيعت ببني گل هاي آفتابگردوني كه اگه بارون بخورن نه تنها رنگشون پاك نمي شه بلكه پر رنگ تر و زنده تر هم ميشن ، لازم نيست روي اين تابلو كاور بكشي چون خاك روشو ، شبنم صبح پاك مي كنه و مي بره .
تو كه قيمت همه چيز رو با پول مي سنجي تا حالا شده كه از خدا بپرسي قيمت يه دست سالم چنده ؟ يه چشم سالم چنده ؟ چقدر بايد بابت اشرف مخلوقات بودنم بپردازم ؟ خيلي خنده داره نه ؟ و خيلي سوال ها مثل اين كه شايد به ذهن هيچ كدوممون نرشه ؟
اون وقت تو موجود خاكي اگه يه روز يكي اين دارائيهايي رو كه داري ازت بگيرن زمين و زمان رو به فحش و بد  و بيراه مي گيري !!! چي خيال كردي ؟ پشت قبالت كه ننوشتن . نه عزيز خيال كردي ! اينا همه لطفه ، همه نعمته كه جنابعالي به حساب حق و حقوق خودت مي ذاري !! اگه صاحبش بخواد مي تونه همه رو آني ازت بگيره .
اينو بدون كه اگه روزي فهميدي قيمت يه ليتر بارون چنده ؟ قيمت يه ساعت رو شنائي خورشيد چنده ؟ چقدر بابت مكالمه روزانمون با خدا پول بديم ؟ يا اين كه چقدر بديم تا بابت كاستي كه از صداي بلبل ضبط كرديم تحت پيگرد قانوني  قرار نگيريم ، .....

اون وقت مي فهمي چرا توي اين دنيا وول مي خوري ؟

 


 


 

نوشته شده توسط فهیمه و مرتضی در 85/03/02 ساعت 19 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting