تبليغاتX
 اومدی " معجزه " کردی
 

بس دلتنگتم ... دوست من ...

برایت از آسمان این شهر غریب چه آورم؟
میدانم، ستاره! کاش امشب اینجا ستاره بارد تا برایت یک بغل ستاره چینم، اگر ببارد چه می شود! آه اگر ببارد دیگر با دستان تهی منتظر دیدارت نمی نشینم...
ببین که چگونه درین بیغوله ترا صدا می کنم!
دیگر اینجا از آن پله های کوتاه با پاگردهای نا متعارفشان خبری نیست که بایستم لب پنجره ای که باز می شد رو به خانه های گلین خوش ترنم اطراف، که بمانم فارغ از هر چه هست در خلوتی آرام فراسوی ازدحام صدای پای عابران آشنا و غریب!
کسی شعر می خواند، کسی به طعن برایم ابرو کج می کرد، کسی می خندید، کسی عربده اش را تا سقف چشمانش می چسباند اما در آن میان تنها من بودم و تو، کسی تو را نمی دید و تو چه باشکوه در میان دیدگان من می شکفتی، بلورهای خیس نگاهم میدانند که براستی گواه همه لحظاتم بودند!
کوتاه می نویسم حدیث دلتنگی ام را که وقت تنگ است!


می خواهم بنشینم وتا هرچه نفس برایم باقیست برایت بنویسم اما اینجا دیگر اختیار از من نیست! صدایم می کنند که وقت تمام است! چهارمین باریست که از لحظه آمدنم به این شهر اسم مرا دراین لیست انتظار کذایی خط میزنند و من چاره ای ندارم جز رفتن!
برایم دعا کن...

 


 

نوشته شده توسط فهیمه و مرتضی در 85/05/26 ساعت 20 موضوع | لینک ثابت


آسمان دلش گرفته است!!

زير پای او يک زمين پر از دروغ

                         يک زمين پر از جفا

                             يک زمين پر از ريا و سرکشی

            خوش به حال آسمان                

          دست هيچ ناکسی به دست او نميرسد  ....

 پای  هيچ  فاسدی به مرز او نميرسد......

      وای نه آسمان!!!!!

تو چگونه صبر ميکنی؟؟؟!!!!

آن زمان که از سراسر زمين ....

   بوی ظلم و جور و بی عدالتی ...

دود آتش حسد ...

                  کينه های مادری  ....

                                             با تمام تيرگی ...

با وجود پاکی تو آسمان!!!!!!

 رو به سوی تو راه باز می کنند...

تو چگونه صبر ميکنی؟؟؟!!!!

                             خو ش به حالت آسمان.....

سينه ات وسيع.....

  آن قدر که جای دادن اينهمه غصه در دلت کار سخت نيست ..

       خو ش به حالت آسمان.....

          خو ش به حالت آسمان.....

               خو ش به حالت آسمان.....

و سلامی دوباره .

به همه شما دوستان و همراهان عاشق .

ابتدا لازم می دونم از همه دوستانی که بهم سر زدن و من نتونستم بهشون سر بزنم معذرت بخوام شاید دقت کرده باشین که چند پست قبلی رو خودم نگذاشتم بلکه از طرف من بود . و این که نتوستم بهتون سر بزنم به خاطر یه درد قدیمی بود که دوباره سر باز کرده بود . با اینکه دلم نمی خواست دیگه به این دنیا برگردم ولی ..

به زودی برمی گردم ..

از خدای خودم می خوام  که بهم توان جبران تمام محبتهای شمایان رو عطا کنه /.

 


 

نوشته شده توسط فهیمه و مرتضی در 85/05/17 ساعت 20 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting